کلمات سردرهوا از احساسات متناقض

تمام چندماه گذشته فکر کردم دوباره وصل شدن اینترنت، حتی با وجود همه‌ی آن محدودیت‌ها و سرعت پایین، خوشحالم می‌کند. از دیروز ولی نه‌تنها خوشحال نیستم که احساس حقارت هم می‌کنم؛ انگار دوباره دانش‌آموز باشم و معاون مدرسه به اجبار کتاب داستانم را گرفته و بعد از مدتی با هزار منت که چون خوب و ساکت بودم، دوباره پس داده. همین‌قدر حس مزخرف و ناعادلانه‌ای است. 
از دیروز تایم‌لاین توئیتر و لینکدین را زیرورو می‌کنم و همه‌ی ما همین‌قدر احساسات متناقض داریم و تمام این چند ماه یک آدم دیگری شدیم، آدمی که شبیه گذشته‌ نیست و حتی شاید خوشایند هم نباشد، اما افتخار می‌کنیم به دوام آوردن و ادامه دادن و باز هم به این‌کار ادامه می‌دهیم چون کار دیگری بلد نیستیم؛ و دلم می‌خواهد اعتراف کنم که کاش وصل نمی‌شد تا این‌طور ناگهان و در حجم زیاد با این همه خبر بد مواجه نمی‌شدیم، همان راهکار قدیمی و احمقانه نادیده گرفتن که می‌دانی جواب نمی‌دهد اما باز به آن فکر می‌کنی.

در کنار همه‌ی این چیزها، سردرگمی در برابر وبلاگ است؛ باید بمانم و بنویسم یا رها کنم یا به شکل دیگر بنویسم؟
وبلاگ‌ها را مرور می‌کنم و خیلی‌ها قید بلاگیس را زده‌اند و سراغ کانال‌نویسی و بلاگفا رفتند و خیلی‌ها هم قید نوشتن را. معدود آدم‌هایی ولی هستیم اینجا و کاش تعدادمان کمتر نشود و چراغ وبلاگ‌ها خاموش نشود. 
این روزهای بلاگیس یادآور روزهای بعد از بازیابی بلاگفا است؛ آدم‌ها همین‌قدر سردرگم بودند و وبلاگ‌ها کمرنگ شدند، ما جماعتی عاشق نوشتن بودیم اما دیگر اعتمادی نداشتیم. 
امشب طولانی به تمامی آن وبلاگ‌های قدیمی سر زدم؛ خیلی‌ها سراغ بیان رفتند و بعدتر خاموش شدند، خیلی‌ها در گودر می‌نوشتند و بعدتر کانال و تعدادی، خوشبختانه، در وردپرس و بلاگ اسپات. نیکزاد نورپناه هنوز در خرس می‌نویسد و گوریل فهیم هم در بلاگفا، همین خوشحال‌کننده است و  شاید نشانه‌ای برای ادامه دادن وبلاگ‌نویسی حتی در این محیط نازیبای بلاگیس. 
حالا که رسما نامه‌ی بیکاری را دستم دادند، باید جایی بنویسم و اینجا حداقل برای طولانی نوشتن بدون سانسورهای سردبیری خوب است. 
امشب بعد از مدت‌ها خالی از سردرد و تمامی آن علائم اذیت‌کننده هستم و دلم می‌خواهد طولانی بنویسم اما هنوز کلماتم بهم ریخته است. دلم می‌خواهد امشب طولانی به ماه نگاه کنم و از فردا، شبیه روزهای کاری، از صبح تا بعدازظهر را پشت لپ‌تاپ بشینم و بنویسم و بنویسم.